|
|
 |
كار زمين مونده تموم ميكنيم. هر كاري بقيه نميكنند، ميكنيم. تو شركت هم به من ميگن مسئول بازرگاني. |
|
 |
ويزيتور آگهي بودم. ديتا جمع كردم. گرافيك كار كردم. برنامه نوشتم. كنترل پروژه كردم. مديريت پروژه كردم. كار بازرگاني كردم. |
|
 |
آنكس كه نداند و بداند كه نداند. |
 |
اگر سيصد ميليون ( بند بعد) را داشتم بهترين بهترين بهترين محل كار دنيا بود. |
|
 |
سيصد ميليون تومان پول از هوا بيفته. آنوقت فرصت ميكنم به ورزش مورد علاقم (كه خيلي هم مهم نيست چيه، يه چيزي هست ديگه!) بپردازم. مسافرت برم. كتاب بخونم و از همه مهمتر به موسيقي بپردازم. |
|